خیلی وقتها خودمون رو با چند کلمهی ساده زندانی میکنیم… بدون اینکه متوجه باشیم!
این ۵ الگوی زبانی رایجترین «دزدهای انگیزه و اعتمادبهنفس» در زبان روزمرهی ما هستن:
«باید» / «حتما»
مثال: «باید موفق بشم وگرنه افتضاحه»
حس اجبار و فشار میاره و آزادی انتخاب رو میکشه.
جایگزین قدرتمند NLP: «انتخاب میکنم که…» یا «میخوام که…»
مثال جدید: «انتخاب میکنم که امروز قدم بزرگی بردارم.»
«نمیتونم»
مثال: «نمیتونم سخنرانی کنم، خجالت میکشم.»
مغزت رو قانع میکنه که واقعاً غیرممکنه.
جایگزین: «هنوز بلد نیستم» یا «تا حالا تمرین نکردم که…»
مثال: «هنوز تمرین کافی برای سخنرانی راحت نداشتم… ولی میتونم یاد بگیرم.»
«همیشه» / «هرگز»
مثال: «من همیشه شکست میخورم» یا «هیچوقت نمیتونم پولدار شم.»
تعمیم افراطی که همهی آینده رو به گذشته باخت میده.
جایگزین: «بعضی وقتها…» یا «تا حالا…»
مثال: «تا حالا چند بار نتیجه نگرفتم، ولی این بار استراتژی متفاوتی دارم.»
«اگر … بود» (شرطیسازی بیش از حد)
مثال: «اگر فلانی نبود، موفق میشدم.»
قدرت رو میدی به غیر از خودت.
جایگزین: «حتی اگر … باشه، من میتونم…»
مثال: «حتی اگر حمایت نکنن، من راه خودم رو پیدا میکنم.»
«ولی» (قاتل جملههای مثبت!)
مثال: «خیلی تلاش کردم ولی نشد.»
→ همهی چیزهای خوب قبلش رو پاک میکنه.
جایگزین: «و» یا «در عین حال»
مثال: «خیلی تلاش کردم و حالا دارم راه بهتری پیدا میکنم.»
کدامیک از این ۵ تا رو بیشتر توی صحبت روزانهات میشنوی؟
(یا شاید خودت زیاد استفاده میکنی؟ 😅)
توی کامنت بنویس کدومش بیشتر اذیتت میکنه + یه جملهی محدودکنندهای که اخیراً به خودت گفتی…
قول میدم با هم یه نسخهی قدرتمند NLP ازش بسازیم!